شنبه 17 بهمن 1388 - 11:19
اخلاق متکي بر فضيلت از نظر فارابي

خبرگزاري مهر - گروه دين و انديشه: به نظر فارابي چهار چيز است که چون در جامعه‌اي يافت شود سعادت اين جهاني و آن جهاني براي مردم فراهم آورد. آن چهار عبارتند از فضائل نظري، فضائل فکري، فضائل اخلاقي و صناعات عملي.

فارابي در «رساله في التنبيه سبل السعاده» مي‌گويد: سعادت آخرين هدفي است که آدمي براي وصول به آن مي‌کوشد. در نظر او «خير» غايت کمال است و «سعادت» بالاترين خيرهاست. اگر به انديشۀ ارسطو هم در اين باب نقبي بزنيم در مي‌يابيم که «علم اخلاق» ارسطو هم آشکارا غايت انگارانه است. «ارسطو در اخلاق با عمل سروکار دارد، نه عملي که في‌نفسه، حق و درست است، بلکه عملي که به خير انسان رهنمون مي‌شود. هر چه به حصول خير  يا غايت او منجر شود از جهت انسان عملي صحيح و درست خواهد بود و عملي که خلاف نيل به «خير» حقيقي او باشد، عملي خطا و نادرست خواهد بود

فارابي هم با اين زمينۀ فکري و با اين پيش‌فرض که عقل را در روش رفتار موثر دانسته و فطرت را هم دخيل مي‌داند مي‌گويد برخي از اعمال آدمي در خور ستايش است برخي در خور نکوهش، و برخي نه در خور ستايش و نه در خور نکوهش. دستۀ نخست شامل سه قسم است: اعمال بدني، حالات انفعالي و اعمالي که از روي فکر و رويت انجام گيرد. با اين مقدمه پيداست که فارابي اخلاق و کسب «خير» را هم اکتسابي پنداشته و معتقد است عادات نکوهيده را با ممارست مي‌توان به اقل درجه کاهش داد و به خير نزديک شد. اما فارابي براي عمل صالح و خير هم شرايطي فرض دارد. او معتقد است عمل صالح عملي است که در «اعتدال» باشد. اما در اين که حد اعتدال چيست مي‌گويد: اعتدال به زمان آن عمل، مکان و شخصي که به انجام آن قيام مي‌کند و هدف او و وسايلي که او به کار مي‌گيرد و به خود عمل مربوط است. يعني در همه اين امور بايد اعتدال رعايت شود.

«فارابي البته در اين باب هم تاکيد دارد(همانگونه که ذکر شد) که عقل قادر است که دربارۀ اعمال انسان حکم کند و يکي را «خير» و ديگري را «شر» بداند. او در اين مورد مخالف راي متکلمان است چون آن‌ها به مفارقي اعتقاد دارند  که ماخذ آن عقل باشد، ليکن از شأن عقل نمي‌دانند که قواعدي براي سلوک و رفتار  انسان وضع کند. »

البته مسئله اعتدال راهي به عقل و راهي به نفس دارد. فارابي مي‌گويد نفس في‌ذاته به سمت خير روانه است و عقل هم  در کنار او اين مسير را در امر اخلاقي طي مي‌کند. فارابي درباره اعتدال در رفتارهاي ما مي‌گويد:«نخستين اعمال نيک شجاعت است و آن حد اعتدال است ميان تهور و جبن. دوم کرم است و آن حد وسط بخل و اسراف است و سوم عفت، که اعتدال عنان گسيختگي و عدم شعور به لذت است. »

معلم ثاني تاکيد مي‌کند که لذات ما جسماني و فکري‌اند. فکري‌ها لذت معرفت و غلبه‌اند و جسمي‌ها لذت زوال‌پذير و زودگذر. از اين دو اعتبار دو مسير نمايان مي‌شود که يکي راه به خير و ديگري به ناصواب دارد.

در پي نظر فارابي که هدف اصلي اخلاق را تحصيل سعادت مي‌داند، در کتاب «تحصيل السعاده» مي‌نويسد: چهار چيز است که چون در جامعه‌اي يافت شود سعادت اين جهاني و آن جهاني براي مردم فراهم آورد. آن چهار عبارتند از فضائل نظري، فضائل فکري، فضائل اخلاقي و صناعات عملي.

فضايل نظري عبارت است از علوم آنچه از آغاز امر براي آدمي حاصل شده بدون آنکه بداند چگونه و از کجا. اين گونه علوم مبادي اولاي معرفتند و ديگر علومي که به تامل و تحقيق و استنباط در اثر تعليم و تربيت حاصل شده‌اند. سرآغاز اين قسم اخير منطق است. سپس فضائل فکري که استنباط را نافع و وصول هدف را امکان پذير‌تر مي‌کند. از اين رو آن را فضائل فکري مدني خوانده‌اند. اين فضيلت در افراد باعث مي‌شود به راحتي به وضع نواميس بپردازند.

اما فضائل اخلاقي فضائلي است که بعد از فضائل فکري خواستار «خير» است. و بايد توجه داشت که شرط به دست آوردن فضائل اخلاقي فضائل فکري است. برخي از فضائل فکري و اخلاقي فطري‌اند و برخي ديگر ارادي. اما کيفيت حصول فضائل انساني اين است که آدمي نفس خود را بررسي کند و عيب‌هاي آن را بشناسد و براي به دست آوردن صفات پسنديده کوشش کند.

فارابي پس از توضيح فضائل به اين نکته مي‌رسد که تحصيل فضائل براي ملت‌هاي مختلف به دو طريق تعليم و تاديب صورت مي‌پذيرد. فارابي تعليم را ايجاد فضائل نظري در ملت‌ها و مدينه‌ها مي‌داند و تاديب را طريق ايجاد فضائل اخلاقي و صناعات عملي در ميان مردم مي‌داند.

بايد به اين نکته اشاره کنيم که آراي اخلاقي فارابي ارتبط مستقيمي با آراي سياسي او دارد و مدينۀ فاضلۀ فارابي با اين توصيفات شکل مي‌گيرد

 


نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ
نظر شما نظر شما 


يکشنبه 14 شهريور 1389 - 21:41

Sunday 05 September 2010